سلام

پسری ۲۰ ساله هستم، پدرم حدود هشت سال پیش فوت شد، روابط پدر و مادرم بسیار عالی بود، من خیلی به مادرم وابسته هستم، توقع نداشتم ازدواج مجدد بکنه ولی حدود یک سال پیش ازدواج کرد.

اون آقایی که الان جای پدرم امده اوایل گفت که روابط ما خیلی سطحی خواهد بود و من خیلی کم به مادرت سر میزنم، در کل خیلی مودب بود، ولی هر چقدر زمان میگذره کمتر من رو حساب میکنه و صحبت هایی که با من کرده بود رو فراموش کرده.

من چون نمیتونستم شرایط رو تحمل کنم به مادرم پیشنهاد دادم که جدا میشم و برای خودم یک سوییت اجاره میکنم ولی مادرم از این صحبت خیلی ناراحت شد، من هم اصلا حضور اون آقا رو نمیتونم تحمل کنم، راهکار شما چی هست؟


مرتبط:

چطور با احساس نا امنی عاطفی ناشی از ازدواج مادرم کنار بیام؟


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

شمیمِ بهشت وبلاگ منوچهر کوهستانی مشاوره تلفنی افسردگی کولر گازی 30000 اجنرال اربعین 1398 کسب و کار ملیونی به عشق تو مطهره بانو که غایت آرزوهای منی! مرجع تخصصی دوربین مداربسته یادداشت های روزانه دکتر احمد فرخی حاجی آباد دستپخت 20